راستینراستین، تا این لحظه: 12 سال و 8 ماه و 28 روز سن داره

حرف هایی برای فردا

دومین سالگرد ازدواج - 23 بهمن

ببوسیدش .. حتما قبل از خواب ببوسیدش ! حتی اگه با هم دعوای بدی کرده باشید . حتی اگه برچسب "بداخلاق " بهتون چسبونده باشه ! ببوسیدش .. حتی اگه نفهمیده باشه شما موهاتون رو مش کردین و ابروهاتون رو برداشتین . ببوسیدش .. حتی اگه خیلی وقته براتون گل نخریده ببوسیدش .. حتی اگه گرسنه اس و با شما مثل _ آشپز _ دربارش بخورد می کنه و حتی یادش میره ازتون تشکر کنه ببوسیدش .. وقتی از عصبانیت دارید دیوونه میشید و اون با خنده محکم بازوهاشو دورتون حلقه می کنه و وسط جیغ های شما می خنده ببوسیدش .. وقتی تلفنی یک ساعت حرف می زنه و شامتون سرد شده و شما منتظر ببوسیدش .. وقتی شما رو وسط آرایش کردن می بوسه . . و...
21 بهمن 1392

ماجرای به دنیا اومدن

راستین گلم بالاخره روی ماهتو دیدیم ولی خیلی غیر منتظره  این پست و 20 روز بعد از به دنیا اومدنت برات نوشتم . روز 30 دی رفتم دکتر برای ویزیت ، ازش خواستم روز زایمان و مشخص کنه که روز 16 بهمن رو انتخاب کردیم از اونجا هم رفتم خونه مامانی و خبر و به خاله و مامان جون دادم . فردا صبحش دو تا امتحان داشتم . صبح ساعت 7:30 احساس کردم خیلی حالم خوب نیست و زنگ زدم به دکترم  که گفت بیمارستان پاسارگاده و من خیلی سریع برم بیمارستان . خلاصه به مامان جونم خبر دادیم که بیاد و با بابا سریع آماده شدیم و رفتیم و ساعت 9:20 دقیقه 1 بهمن تو به دنیا اومدی عزیزم و همه مارو خوشحال کردی . تو این روزا چون خیلی وقت نمی کنم مجبورم همه چیزو مختصر بنویسم تا بعد...
20 بهمن 1392

روزهای دلتنگی من

ورود به هفته 36 و ماه 9    پسرم این هفته ها ، هفته های آخریه که تو در منی باور کردنش سخته پسرم. دلم تنگ میشه برای تمام درد ها ، نارحتی ها و بی خوابی ها تمام استرس ها ، بی قراری ها و نگرانی هایم بابت سلامتیت دلم تنگ میشه برای تکان خوردنت ، سکسه هات و سفت شدن هات دلم تنگ میشه برای سفارش همه اطرافیان برای اینکه تو این دوران براشون دعا کنم دلم تنگ میشه برای خودم که بارها و بارها خدارو قسم دادم به این روزها و شرایطم تا دعاهام رو مستجاب کنه برای شکم خال بدون تو دلم تنگ میشه اما ... کاش همه دلتنگی ها اینقدر شیرین بود کوچولوی من به خواست و یاری خدا تو باید بیای....
21 دی 1392

هفته 35

سلام پسر گلم عزیز دلم امروز رفتی تو هفته 35 . دیگه هفته های آخریه که تو دل مامانی . این هفته رفته بودم دکتر که گفت خداروشکر همه چیز خوب و روبه راهه و 2800 وزنت بود. قربونت برم توپولی من. الان این شکلی هستی امروز تو اینترنت خوندم از هفته 35 به بعد میتونی بیایی و دیگه مشکلی نیست ولی یه وقت به این زودی نیایی ها . من هنوز آماده نیستم . تخت و کمدت هم هنوز نیومده . باید دوباره زنگ بزنیم ببینیم پس چرا نمیاد. پرده اتاقت هم هنوز نگرفتیم ، از بس بابا حسن تنبلی میکند. هفته 36 باید بریم مرکز بند ناف رویان. هفته 35 که تموم بشه میری تو ماه 9 . هورااااااااااا میبوسمت عشقم   خداوندگار ! بر من منت گذار به بقای فرزندم و به شا...
14 دی 1392

صحبت با گل پسرم

سلام قند عسل مامان... خیلی وقته برات پیام نذاشتم ، اما امروز یکم سرم خلوته و حالم بهتر. آخه دیروز بخاطر واکسن کزاز که زده بودم خیلی خیلی حالم بد بود و تمام بدن مامان درد می کرد .خودتم که خیلی اذیتم کردی . بنده خدا بابا حسن خیلی نگران بود. هفته پیش روز جمعه مامان جون و خاله حدیث و یه خانم که خودمون خواسته بودیم بیاد ، اومده بودن خونمون و تمیز کنن و بعد از ظهر هم عمه اومد. حسابی زحمت کشیدن و کلی خسته شدن. ولی خونمون خیلی تمیز شد. بابا حسنم اتاقتو برات رنگ کرده ، خیلی قشنگ شده فقط منتظریم تا تخت و کمدت بیاد.الان تو هفته 34 هستی . دیگه چیزی به اومدنت نمونده عزیزم. وقتی اوایل بارداری بودم ، فکر می کردم آن هایی که هفته 30 به بالا بارداریشون...
11 دی 1392

مادرانه - پدرانه

مادر که می شوی تمام زندگیت مشود دعا و التماس و خواهش از خدا برای سلامتی و عاقبت به خیر شدن فرزندت مادر که می شوی غم و اندوه و شادی ات رنگ دیگری میگیرد و همه اینها گره می خورد به حال فرزندت مادر که می شوی صبور می شوی و با حوصله . انگار نه انگار که تا همین دیروز بی حوصله ترین آدم روی زمین بودی مادر که می شوی خوابت با خواب فرزندت تنظیم می شود انگار نه انگار که تا دیروز خوابت از خواب زمستانی خرس ها هم سنگین تر بود مادر که می شوی ذوق زده ترین انسان دنیا می شوی با هر کار عادی فرزندت مادر که می شوی نگاهت هم مادرانه می شود . عمیق ، دقیق ، عاشق و اشکبار مادر که می شوی بزرگ می شوی ، یاد میگیری واسه خاطر بچه ات...
17 آذر 1392